بازی تمرکز حواس

بازی تمرکزحواس


دختری به کوروش کبیر گفت:

من عاشقت هستم

کوروش گفت:

لیاقت شما برادر من است که از من زیبا تر است

وپشت سر شما ایستاده

دخترک برگشت ودید کسی نیست

کوروش گفت:

اگر عاشق بودی پشت سرت را نگاه نمیکردی!!!



ههههههههههههه

معادله ی تو

y=x+1

معادله بالا رو ببین. نه اشتباه نکن نمی خوام درباره خانم x و اقای y حرف بزنم. می خوام از تو بگم از تویی که حس می کنی این دنیا برای آرزوهات کوچیکه. نگاش کن خیلی کوتاهه نه؟ خیلی ساده است درسته؟

اون گوشه رو ببین... اون یک کنارو می بینی؟ اون تویی یه عدد ثابت.. آره همونی که تو چشمای ریاضی دان سرنوشت نگاه می کنه سرشو بالا می گیره و تف می کنه به صورتشو می گه" برو بمیر هر کاری هم بکنی من اینجا ثابت ایستاده ام"

اون طرفو ببین... یه نگاهی به x و y بنداز ... ببینشون... به نظرت چند تا عددو شامل شدن؟ نه نه... تو دوست داری چند تا باشن؟ ده تا؟ بیست تا؟ هزار تا؟ می خوای دامنه بیشتر باشه یا برد؟

تو ثابت بودی.. ثابتی.. ثابت خواهی بود.

داستان دو روانی ...

فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.

هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.
وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.
هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست. 

و اما خبر بد این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.
هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه...
حالا من کى مى تونم برم خونه‌مون

faz

انيشتن ميگه:


انيشتن ميگه : وقتى از رفيقت هيچ خبرى نيست خوشحال باش چون حتمآ حالش خوبه و همه چيزش روبراست كه از يادش رفتى ...




(صادق هدایت)
.
.
.
به کسانی که به شما حسودی میکنند احترام بگذارید !
زیرا اینها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند شما بهتر از آنانید .


malossssss

تا میتونی برووووووو

خیلی جالبه برین ادامه مطلب
ادامه نوشته

نقاشی های سه بعدی روی زمین

ادامه نوشته

21 ﺩﺳﺎﻣﺒﺮ 2012 ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﭘﯿﺸﮕﻮﯾﯽ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻣﺎﯾﺎ ﻭ ﻧﻮﺳﺘﺮ آﺩﺍﻣﻮﺱﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﺳﺖ!
21 ﺩﺳﺎﻣﺒﺮ 2012 ﺭﻭﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺟﻤﻌﻪ ﻇﻬﻮﺭﻣﯿﮑﻨﺪ
21 ﺩﺳﺎﻣﺒﺮ 2012 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺯﺭتشت ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪﺳﻮﺷﯿﺎﻧﺖ ﻣﻨﺠﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ ﻇﻬﻮﺭﻣﯿﮑﻨﺪ
21 ﺩﺳﺎﻣﺒر 2012 ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻧﻈﺮﯾﺎﺕ ﻋﻤﻠﯽﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻣﺮﺣﻠﻪﭘﻨﺠﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯمین اﺳﺖ!
21 ﺩﺳﺎﻣﺒﺮ 2012 ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻧﺎﺳﺎ ﺁﻏﺎﺯ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﺑﺮﺍﯼ زمین است.........
ﻭﻟﻲ شما حالتو بکن نهایتش اینه که دنیا وامیسته رضاصادقی پیاده میشه

آیا میدانستید ؟ !

آیا میدانستید ؟ !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

سونوگرافی

کدوم رو انتخاب میکنی؟؟؟

من شماره 1 و 5 را انتخاب میکنم

مـــن اهـــل دیـــاری هستــــم کــــه
پســـر و دختــــر هـــا
بـــا چنـــد جملـــه عربـــی بــه هـــم محـــرم مــی شـونـــد
امـا بــا یــک دنــیــــــا عشــــــق نـــــــه !!!

آپلود سنتر نایس پاتوق

تا حالا تو سوپر مارکت برای شما هم همچین اتفاقی افتاده؟؟؟

داستان

یک پزشک و یک مهندس در یک مسافرت طولانى
هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند پزشک
رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟
مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر
خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى
خودش کشید. پزشک دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى
است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش
را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک
سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به
شما می‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش
را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، پزشک پیشنهاد
دیگرى داد گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار
بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار
به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد
و رضایت داد که با پزشک بازى کند
پزشک نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به پزشک داد.
حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟» پزشک نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.
بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد.
مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. پزشک بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به پزشک داد و رویش را برگرداند و خوابید!!!!

پسر بچه ای یک برگ کاغذ دست مادرش داد.

مادر که درحال آشپزی بود دستهایش را با حوله تمیز کرد و و نوشته ها راباصدای بلند خواند او نوشته بود:
صورت حساب!!!!!!

کوتاه کردن چمن باغچه:5000 تومن

مراقبت از برادر کوچکترم:2000 تومن

نمره ریاضی خوبی که گرفتم:3000 تومن

بیرون بردن زباله:1000 تومن

جمع بدهی شما:12000 تومن!!!

مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کردچند لحظه خاطراتش رامرور کرد و سپس قلم رابرداشت و پس

پشت برگه صورت حساب نوشت:

بابت نه ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ.

بابت شبهایی که به پایت بیدار ماندم و برایت دعا کردم هیچ.

بابت تمامی زحمت هایی که این سالها کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ.

بابت غذا,نظافت,اسباب بازیهایت هیچ.

و اگر همه اینها را جمع زنی خواهی دید ....:هزینه واقعی عشق من به توهیچ است.

وقتی پسر آنچه را که مادرش نوشته بود را دید چشمانش پر از اشک شد و در حالی که به چشمان مادرش نگاه میکرد گفت:

مامان...دوست دارم

آنگاه قلم را برداشت و نوشت:

قبلا به طور کامل پرداخت شده                 پایان

 

یه پیامک جالب ضمیمه این داستان:

به سلامتی اون پسری که وقتی ۱۰سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت! وقتی ۲۰سالش شد زد تو گوشش هیچی نگفت!وقتی۳۰سالش شد باباش زد گریه کرد باباش گفت چرا گریه میکنی؟پسر گفت:اخه اون موقع ها دستات نمیلرزید!!!!!

                                  

چرا یک دانشجو نمی تواند درس بخواند؟؟!

*** سال ۳۶۵ روز است، در حالی که:

۱- در سال ۵۲ جمعه داریم و می دانید که جمعه ها فقط برای استراحت است؛ به این ترتیب ۳۱۳ روز باقی می ماند.

۲- حداقل ۵۰ روز مربوط به تعطیلات تابستانی است؛ که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگرباقی می ماند.

۳- در هر روز ۸ ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا ۱۲۲ روز می شود؛ بنابراین ۱۴۱ روز باقی میماند.

۴- اما سلامتی جسم و روح روزانه ۱ ساعت تفریح را میطلبد که جمعا ۱۵ روز می شود؛ پس ۱۲۶ در روز باقی می ماند.

۵- طبیعتا ۲ ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل ۳۰ روز می شود؛ پس ۹۶ روز باقی می ماند.

۶- ۱ ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است چراکه انسان موجودی اجتماعی است. این خود ۱۵ روز است؛ پس ۸۱ روز باقی می ماند.

۷- روزهای امتحان ۳۵ روز از سال را به خود اختصاص می دهند؛ پس ۴۶ روز باقی می ماند.

۸- تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم ۳۰ روز در سال هستند؛ پس ۱۶ روز باقی می ماند.

۹- در سال شما ۱۰ روز را به بازی و سرگرمی که نیاز هر انسان است می گذرانید؛ پس ۶ روز باقی می ماند.

۱۰- در سال حداقل ۳ روز به بیماری طی می شود و ۳ روز دیگر باقی است.

۱۱- سینما رفتن و سایر امور شخصی هم ۲ روز را در بر می گیرند؛ پس تنها ۱ روز باقی می ماند!

۱۲- و اما یک روز باقی مانده...

آفرین! درست حدس زدید... این یک روز هم همان روز تولد شماست! که شایسته آن است که به خوشی گذارنده شود تا به یادگار بماند... پس باز هم درس بی درس!

پس چه کنیم؟! چگونه می توان درس خواند؟؟؟

... خب نکته اینجاست که هر ۴ سال یک بار سال کبیسه می شود. پس یک روز اضافی خواهید داشت. این یک روز هم به صورت اشانتیون تقدیم به دانشجویان پرتلاشی که می خواهند در ایام دانشگاه کمی هم درس بخوانند!!!... با برنامه درس بخوانید پیشرفت کنید!!! 


حرف سیاسی بی حرف سیاسی !

راننده تاکسی در گرمای تابستان جلوی پای مسافرترمز زد مسافر  که ازگرمای  هوا کلافه وتمام بدنش خیس عرق شده بود جهت فرار از گرما بیدرنگ سوار ماشین شد ولی از شانس بدش کولر ماشین خاموش بود برای همین رو به راننده کرد وگفت:جناب می بخشین میشه کولر ماشین رو روشن کنید.  راننده پاسخی نداد مسافر درخواستش را دوباره عنوان کرد راننده در پاسخ جواب داد:حرف سیاسی نزن .  مسافر با چهره متعجب پرسید:کدوم حرف سیاسی؟ مرد حسابی ، گفتم کولر ماشین رو روشن کن این چه ربطی به سیاست داره ؟   راننده گفت :آخه تو گفتی کولر ماشین رو روشن کن . من درجوابت میگم :کولر ماشین خرابه . بعد تومیگی چرا کولر رو تعمیر نمیکنی  .  من میگم :  بردم تعمیرگاه ولی درست نشد .تومیگی چرا درست نشد . من میگم:  به فلان قطعه احتیاج داره . تومیگی چرا نمی خری . من میگم :   میخواستم بخرم ولی توبازار نبود .تومی پرسی چرا توبازار نبود .من میگم برای اینکه فلان قطعه از فلان کشور میاد واون کشور هم مارو تحریم کرده وهمین میشه که کارمون به سیاست می کشه وواویلا ...... 

مردی که هرگز نایستاد

مردی که هرگز نایستاد

ادامه نوشته

داستان

داستان

ادامه نوشته

((عشق و آرامش))

داستان

ادامه نوشته

داستان جوان

داستان جوان


جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد. جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است. 
پیرزن گفت: اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود 
جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد 
پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد 
جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است
پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد. 
جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است
پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد 
جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد
پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد. احمد شاملو

تشخیص آینه واقعی در اتاق پرو

تشخیص آینه واقعی در اتاق پرو

این روزها مساله امنیت و پخش عکس و فیلم های خصوصی داغ است و جدای اینکه با پیشرفت های خوبی که در زمینه ساخت دوربین های مخفی که تشخیص آنها هم چندان آسان نیست میسر شده، زمان خوبی هست که این مطلب را نیز بخوانید:

بحث آینه های دو طرفه، بله افرادی به این روش از شما در حالیکه در هتل یا اتاق پرو یا در حمام یا دستشویی هستید فیلم یا عکس تهیه کرده و به معرض دید عموم می گذارند. پس حتما قبل از اینکه از محل های دارای آینه استفاده کنید از یکطرفه بودن آن مطمئن شوید!
اما چطور؟
قبل از هرکاری از تست انگشت استفاده کنید:
انگشت خود را روی آینه قرار داده. اگر بین انگشت شما و تصویر آن یک فاصله ای باشد، این آینه واقعی است. اگر انگشت شما به تصویرش چسبیده باشد، این آینه دو طرفه است و فردی دارد شما را مشاهده می کند.




دلیل : چون در آینه واقعی لایه جیوه در پشت شیشه است ولی در آینه های دو طرفه لایه جیوه در روی سطح شیشه است. از همه شما دوستان خوبم انتظار دارم این موضوع را برای آشنایان خود مطرح کنید و نگذارید عده ای سودجو و فرصت طلب، آبروی فرد یا خانواده ای را مورد سوء استفاده قرار دهند.

مرد کور

مرد کور

ادامه نوشته

حکایت تاجر و چهار همسرش

حکایت تاجر و چهار همسرش

ادامه نوشته

چقـدر داغــــــ بود

سر میز شام
یادش ک میافتم بغض میکنم
اشک در چشمانم حلقه میزند
همه متعجب نگاهم میکنند
لبخند میزنم و میگویم :

چقدر داغ بود ــــــــــــــــــــــــhttp://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_cry.gifــــــــــــــــــــــــ





ادامه نوشته

میدونید شباهت درس ودانش آموز با مادر باردار ونوزاد در چیه؟


۱.اینکه دانش آموز و مادر باردار پس از تحمل ۹ماه عذاب از شر یه چیز زجر آور خلاص میشن.

۲.اولش برای هردو تحملش سخت وخسته کننده است.

۳.درس و نوزاد یه روی خوب دارن که شیرینه.

۴.امید آینده ی فرد حساب میشن.

شرح حال این اقا رو